![]() |
![]() |
|
| اميدوارم ميزبان خوبي باشم تا شايد دوباره برگردي |
|
آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای: خش خش برگ ها.............................. همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید: دوستت دارم.....................................
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 9:21 توسط الهام |
|
|
خدایا
پی نوشت: (عذز خواهی همیشه به این معنا نیست که اشتباه کردی گاهی به این معناست که این رابطه از غرورت بیشتر برات ارزش داره) همین...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:20 توسط الهام |
|
|
چقدر زود دیر میشه
دیگه نمیخوام حتی بهت فکر کنم. نه نمیتونم. نمیشه . نمیخوام. پس چیکار کنم؟
ادامه راه اشتباهه چون تحملت تموم شده نمی تونی نمیخوای .نمیشه پس چیکار کنی؟
باشه فراموش که نمیشی اما راحتت میزارم امیدوارم تا ابد شاد باشی
خداحافظ گل قشنگم میدونم دیگه دلت هیچ احساسی نداره از این به بعد منو به اسم بازنده ی این عشق بشناس. هی خدا... چقدر سخت میتونم دیگه نفس بکشم
دیگه بودن نمیشه میرم واسه همیشه فقط یادت بمونه تو بودی که سنگ اخرو زدی به شیشه
اگه با تو بهار بود روزگارم اگه شبام قشنگ بود با بودنت تو قلبم حالا دیگه باید دوستت نداشته باشم
ببین با عشق با تو به کجا رسیدم ! پشت سرم خرابه روبه رومم سرابه دیگه از این به بعد دلم حبابه روی ابه. اشکال نداره در عوض به قول خودت یه بار به حرفت عمل میکنم.
اینم شعرم واسه تو . خدا نگهداااارت
مطمئن باش و برو
ضربهات كاری بود
دل من سخت شكست
و چه زشت
به من و سادگیام خندیدی
به من و عشقی پاك
كه پر از یاد تو بود
و خیالم میگفت تا ابد مال تو بود
تو برو، برو تا راحتتر
تكههای دل خود را آرام سر هم بند زنم...!
نمی دونستم زندگی بعضی وقتی هم می تونه لذت بخش باشه... باز هم از اول شروع می کنم ایندفعه با لذت...! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:59 توسط الهام |
|
|
دلم تنگه........ دلم گرفته ............ دلم گریه می خواد .......... آری دلم گرفته٬ از این روزگاران بی فروغ ! از این تکرارهای ناپایان ! دلم گرفته از این همه کینه .... این همه دروغ ! از این مردمان نا مهربان و بی وفا دلم گرفته ....... دلم برای کوچه پس کوچه های مهربانی ها تنگ است ! دلم تنگ است برای کودکی ام که پاورچین پاورچین روی سنگفرش های زندگی بی دغدغه قدم می زدم ! دلم برای دلتنگی های شیرین و انتظارهای کشنده تنگ است...! نمی دانم کدامین نامهربان ٬ خواب را از دیدگانم دزدید که اینگونه در حسرت و دلتنگ خواب شیرینم سرگردانم ؟! دلم گرفته ! دلم تنگ است ! روزگار چشمانم طوفانی است و در انتظار باران های سیل آساست..... آره ! این روزا دلم بدجوری گرفته ... چشمام منتظر یک بهونه است که هی بخواد بباره.... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:19 توسط الهام |
|
|
وقتی تبر به جنگل امد . درختان فریاد زدند و گفتند:
(( نگاه کنید دسته اش از جنس ماست.....!!!)) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:57 توسط الهام |
|
|
با اینکه تاریخ این پست گذشته اما من دوست داشتم روز دخترو به همه ی دوستای خوبم که بهم تبریک گفتن بزارم
روز عزیز دل بابا ناموس داداش هووی مامان جیگر بچه محلا عامل انحراف پسران مقدس دانشگاه "روز دختر مبارک" |
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:49 توسط الهام |
|
|
دلم کسی را میخواهد که نابینا باشد .
خط بریل بداند و فصل به فصل تنم را بخواند بازی های ادبی ام را کشف کند.دستش را بگیرم... بازو به بازوی دنیا رو برایش تعریف کنم چشمش شوم و همه زشتی های جهان را برایش از قلم بیاندازم... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:32 توسط الهام |
|
|
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود.
گاهی نمیشود که نمیشود گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود گاهی گدای گدایی و بخت نیست گاهی تمام شهر گدای تو می شوند |
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:9 توسط الهام |
|
|
بعضی عشقا مثل حضرت نوح میمونه(بعضی ها از ترس طوفان میان پیشت)
بعضی عشقا مثل حضرت آدمه (خوبیش اینه که اولین عشقه) بعضی عشقا مثل حضرت ابراهیمه (باید همه چیزتو قربونی کنی) بعضی عشقا مثل حضرت مسیحه( آخرش به صلیب کشیده میشی) بعضی عشقا هم مثل حضرت موسی هستش(تا دور میشی یه گوساله جاتو میگیره) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:6 توسط الهام |
|
|
ای کاش کسی باشد شانه هایش را برای گریه کردن به من قرض بدهد بدون هیچ سوالی!!!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:55 توسط الهام |
|
|
اینجا زاینده رود است !
بی هیچ آبی . از آسمانش آتش میبارد پلها تشنه اند.ساحل گم شده و ماهیگیرانش کارت شارژمیفروشند. انگار عاشوراست.۴باغ سرفه میکند بر کف دهانه های سی و سه پل پر از سرنگ . هیچ آوازی زیر خواجو نیست این اصفهان من نیست |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:36 توسط الهام |
|
|
از روزی که شروع کردم به نوشتن توی این وبلاگ 6 ماه میگذره . تمام شعر و حرفهام یه مخاطب داشت . کسی که یک عمر از زندگیما با اون گذروندم ...
حتی توی خیال !!(خودتم نمیدونی) حالا اون عشق نیست .رفته.تموم شده. فرار نمیکنم ولی دیگه دلیلی واسه نوشتن وجود نداره .... اما نه پس خودم چی؟ حال . احساس خودم چی میشه نه... باید بمونم باید به خودم بفهمونم که خودمم هستم اما واسه تو واسه تو که دیگه برام غریبه ای این یه بیت شعرو مینویسم و بس.
میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش میبرم تاکه در آن نقطه ی دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه ی عشق! زین همه خواهش بیجاه و تباه میروم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه ی امید محال میبرم زنده به گورش سازم تا ازین پس نکند یاد وصال ناله میلرزد می رقصد اشک آه بگذار که بگریزم من از تو ای چشمه ی جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من به خدا غنچه ی شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله ی آه شدم صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید! عاقبت بند سفر پایم بست میروم خنده به لب خونین دل میروم از دل من دست بردار ای امید عبث بی حاصل "فروغ فرخزاد" خداحافط عشق من |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:21 توسط الهام |
|
|
2 روزه که میخوام این وبلاگ رو به روز کنم.اما هیچی به ذهنم نمیاد.. به طور کامل تعطیلم...آرامش برای فکر..... ذهن و دستهام برای نوشتن و پست زدن....دل برای عشق و دوست داشتن...پاهام برای قدم زدن و بیرون رفتن از خونه....حوصله برای سیمز بازی کردن....تموم اینا تعطیله...
امروز درست 2 هفته و خرده ایی هست که از خونه بیرون نرفتم..جایی برای رفتن نیست..اگه هم باشه میل و رغبتی در خودم نمی بینم چون این روزها بهترین رفیق و دوستم اینترنته! اگرچه خاطره بدی از اون برام به جا مونده و می مونه ! یک سرگرمی دیگه که دارم خیلی ازش لذت می برم : خوندن وبلاگهای دوستان که جدیدا به لینکدونی هام اضافه شدن و راستی...تا 2 هفته دیگه دانشگاه شروع میشه .خیلی خوشحالم..فقط می ترسم که ....! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:23 توسط الهام |
|
|
آنقدر باورت دارم که وقتی میگویی باران!
خیس می شوم حالا کی منو باور داره؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:48 توسط الهام |
|
|
گاهی نیاز داری به یه اغوشه بی منت که تورو فقط واسه خودت بخواد... که وقتی تو اوج تنهاییهستی با چشماش بهت بگه هستم تا تهش... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:58 توسط الهام |
|
|
بغض کنید
گریه کنید درد بکشید ولی... با آدما درددل نکنید! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:13 توسط الهام |
|
|
سهراب گفتی چشم ها را باید شست -شستم
ولی......! گفتی جور دیگر باید دید- دیدم ولی.....! گفتی زیر باران باید رفت - رفتم ولی.....! او نه چشمهای خیس و شسته ام را .....نه نگاه دیگرم را ..... هیچ کدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت: (( دیوانه باران ندیده)) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:4 توسط الهام |
|
|
دلم یک غریبه میخواهد.بیاید بنشیند فقط سکوت کند...
من هی حرف بزنم و بزنم تا کمی کم شود اینهمه بار ... بعد بلند شود و برود ... نه نصیحتی نه...! انگار نه انگار...!!! |
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:4 توسط الهام |
|
|
خداوندا پیشنهادی دارم !کم خلق کن ولی...
خوشبخت خلق کن |
|
+ نوشته شده در
ساعت 16:34 توسط الهام |
|
|
فطر آمده خوردنی فراوان بخورید بیتزا و کباب و مرغ بریان بخورید دزدانه اگر در رمضان می خوردید شوال رسیده بس نمایان بخورید .
دوستان عزیزم: عید سعید فطر مباااااااارک |
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:22 توسط الهام |
|
|
خدایا ! کودکان گل فروش را می بینی ؟
مردان خانه به دوش... دخترکان تن فروش ... مادران سیاه پوش... واعظان دین فروش ... محرابهای فرش پوش... پسران کلیه فروش ... همه را می بینی و باز هم برای قضا شدن نمازمان خط و نشان می کشی؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:59 توسط الهام |
|
|
به عادت و علاقه ، زیاد رادیو قرآن گوش می دهم .این رادیو انصافا قرائت های زیبا و لذت بخشی پخش می کند. بخشی از قرائت های ترتیل با صدای قاریان بسیار خوش صدایی است که در کشورهای عرب منطقه به سر می برند و از قضا چند تایی از آنها اهل سعودی و از سلفی ها و و هابی ها هستند . پخش صدای این افراد قابل توجیه است.
آنها کلام خدا را قرائت و تلاوت می کنند و چه باک که وهابی باشند . مهم صوت آنها ست که بر جان می نشیند.دیشب ، دم افطار، سر سفره به این فکر بودم که صدای ربنای شجریان دو سال است از سفره افطار جمع شد. لابد به خاطر اینکه او فلان موضع سیاسی را گرفته است. حال آنکه به این مهم توجه نشده که "ربنا " ی شجریان ، آیات قرآن است ، نه حرف او .شاید اگر شجریان ، وهابی بود ، صرفا به خاطر صدای خوشش، گوش جان مردم از آن بی بهره نمی شد ، می شد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:55 توسط الهام |
|
|
من فقط عاشق اینم ، حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم ، تو بگی که نمی تونم
من فقط عاشق اینم ، بگی از همه بیزاری دو سه روز پیدام نشه ، تا ببینم تو چه حالی داری من فقط عاشق اینم ، عمری از خدا بگیرم انقدر زنده بمونم ، تا به جای تو بمیرم من فقط عاشق اینم ،روز هایی که با تو تنهام کار و بار زندگیمو ، بزارم برای فردا من فقط عاشق اینم ، وقتی از همه کلافم بشینم یه گوشه ی دنج ،موهای تو رو ببافم عاشق اون لحظه ام که ، پشت پنجره بشینم حواست به من نباشه ، دزدکی تو رو ببینم |
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:47 توسط الهام |
|
|
- آنان که تجربه های گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار اشتباهند. - از میان کسانی که برای دعای باران به میعادگاه می روند تنها کسانی که با خود چتر می برند به کارشان ایمان دارند. - پیچ های جاده آخر جاده نیستند مگر این که خودت نپیچی. - وقتی به چیزی می رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته ای. .... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:14 توسط الهام |
|
|
وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود.
وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید…
وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است. وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست. وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است. وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید. وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید. وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را که متعلق به اوست، دوست دارید. وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید. وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید. وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید. وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هر جایی بروید فقط او در کنارتان باشد. وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید. وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند. وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد. وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید. وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست. وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست. وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید. به راستی دوست داشتن چه زیباست، این طور نیست ؟ |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:12 توسط الهام |
|
|
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .
پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟ از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و... حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند |
|
+ نوشته شده در
ساعت 2:2 توسط الهام |
|
|
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف چابهجا میکرد تا شاید سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد. در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش نداشتههاش را از خدا طلب میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالیکه یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد. خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد.. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:12 توسط الهام |
|
|
خيلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه ...
خيلی سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کنی ... خيلی سخته که سالگرد آشنايی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيری ... خيلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای ... خيلی سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره ... خيلی سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : ديگه نمی خوامت ... خيلی سخته که دوسش داشته باشی ، اما نتونی باهاش بمونی ... خيلی سخته که بخوای با آب خوردن بغضت رو بفرستی پايين ، اما يه دفعه اشک از چشات جاری بشه ... خيلی سخته که بهت بگه دوست دارم ، اما بعداً متوجه بشی حرفش خيلی سخته که هميشه مجبور باشی سخت ترين چيزها رو تحمل کنی ... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:39 توسط الهام |
|
|
وقتی که عاشق چشمات شدم |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:29 توسط الهام |
|
|
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره هدیه است که باید ازش لذت برد |
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:25 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تقدیم به بهترینم..
قشنگترین دقایق زندگی ام ، دقایقی بوده و خواهد بود که با تو بودم،دلنشین ترین صدا برای قلبم صدای تو(حتی صدای سکوتت)بوده و خواهد بود.زیباترین احساسی که تجربه کردم عشقم به تو بوده و خواهد بود.تنها کسی که وقتی به یادش می افتم دلتنگش میشوم و بغض میکنم و خواهم کرد تویی.تو رویای دست نیافتنی منی. سلام من الهام هستم اهل اصفهان 21 ساله |
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1391 دی 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1390 تیر 1390 اردیبهشت 1390 |
|
RSS
|